دیشب خواب چارلی پارکر رو دیدم، اون نابغه بود، توی ساکسیفون زدن کسی به گرد پاش هم نمی رسید. خواب دیدم توی کلاب نیو مورنینگ نشستم و چارلی پارکر داره یه آهنگ جاز اجرا می کنه. بهش نزدیک شدم و گفتم: هی چا مرگ پدرم...ما را در سایت مرگ پدرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153
روزی بازرگانی خرش را که دو گونی بزرگ بر دوش داشت به زور میکشید، تا به مرد حکیمی رسید. حکیم پرسید چه بر دوش خَر داری که سنگین است و راه نمی رود؟ پاسخ داد یک طرف گندم و طرف دیگر سنگ.حکیم پرسید به جایی مرگ پدرم...ما را در سایت مرگ پدرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74
روزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی...نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت...به آن روز می گویند: " پیری و " آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اول مرگ پدرم...ما را در سایت مرگ پدرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68
روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضو گرفتن بودند که شخصی با عجله آمد؛ وضو گرفت و به داخل اتاق رفت و به نماز ایستاد...با توجه با این که مرحوم کاشی خیلی بادقت وضو می گرفت و همه آداب و ادعیه ی وضو را بجا می آورد؛ قبل از اینکه وضوی آخوند تمام شود، آن شخص نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود!به هنگام خروج، با مرحوم کاشی رو مرگ پدرم...ما را در سایت مرگ پدرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80
یا من الیه یهرب الخائفوناولین باری بود که زیارت امام رئوف روزیمان شده بود و سنم از شش سال تجاوز نمی کرد .روز آخر سفر قرار شد از بازار مشهد سوغاتی بخریم.دستم در دست مادرم بودوهمه چیز خوب پیش می رفت.از کنار مغازه ها می گذشتیم.ویترین هر مغازه برای عده ای جذاب بود وبرای من جذابیت دستان گرم مادر و نگاه مهربانانه اش از مرگ پدرم...ما را در سایت مرگ پدرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74